;

پادکست نقد و بررسی “تائو” TAU

کارگردان: فدریکو السندرو Federico D’Alessandro

بازیگران: ملیکا مونرو Maika Monroe، اد سکرین Ed Skrein، گری اولدمن Gary Oldman

ژانر: تریلر| علمی تخیلی

محصول: آمریکا ۲۰۱۸

چه کسانی در این پادکست حضور دارند؟

کیان، سپهر و رضا

میکس و مسترینگ:

کامران صاحبی (با تشکر از ایشان کهصمیمانه ما را یاری می کنند)

خلاصه داستان فیلم چیست:

زنی که توسط یک دانشمند در خانه ای هوشمند در آینده گرفتار شده، امیدوار است که بتواند از دست هوش مصنوعی که خانه را در کنترل دارد بگریزد که …

ستارگان این فیلم چه کسانی هستند؟

به سبک بسیاری دیگر از فیلمهای نتفلیکس، این فیلم هم از استفاده از ستاره ها پرهیز کرده. بازیگر اصلی فیلم “ملیکا مونرو”  هست که با بازی در فیلم It Follows به شهرت رسید، و در این فیلم نقش اصلی رو ایفا کرده. البته نباید از کنار “گری اولدمن” هم گذشت که نقش کوتاه تری در این فیلم داره.

آیا باید این فیلم را دید؟

فیلمهای زیادی در رابطه با هوش مصنوعی در سینما ساخته شده است.خیلی از آنها مانند فیلم ۲۰۰۱ یک ادیسه فضایی آثار ارزشمند و قابل تاملی بوده اند و بسیارانی در حد یک فیلم متوسط و ضعیف خودی نشان داده و بعد از مدت کوتاهی از یادها رفته اند.
TAU از یک نظر فرق اساسی با این گروه فیلمها دارد. اکثر این فیلمها رویه تاریک این واقعه اجتناب ناپذیر را به مخاطب نشان میدهند اما TAUسعی در این دارد که سوی مثبت این جریان را به مخاطب نشان دهد.
اینکه تا چه حد در این امر موفق بوده و جایگاه فیلم در این میانه کجاست بسته به نظر مخاطبان و دادن زمان به فیلم دارد تا جایگاه خود را بیابد
اما نکته واضح این است که فیلم موفق نشده واکاوی موفق و عمیقی در مورد این مبحث حساس داشته باشد و در سطح مانده است. پس با ندیدنش هم چیز خاصی رو از دست نخواهید داد.

کارگردان این فیلم کیست؟

فدریکو السندرو: قبل از این فیلم فقط چند فیلم کوتاه ساخته، و این فیلم رسما اولین فیلم بلند این کارگردان هست.

نوشته کامران صاحبی در نقد این فیلم:

دیو و دلبرانه‌ای ناکام و چند نکته

در تمام طول مشاهده‌ی فیلم بر روی ارتباط میان جولیا (ملیکا مونرو) و هوش مصنوعی موسوم به تائو سایه‌هایی از درام شکل گرفته بین دیو و دلبر رو حس میکردم. به باور من کارگردان میخواسته حرفی بزنه اما یا توانش رو نداشته و یا وجود برخی محافظه‌کاریها مانع از رشد رابطه‌ی بین فردی این دو شخصیت شده. گرچه به شخصه با مورد اول بیشتر موافقم چونکه ردپای این ارتباط رو وقتی در دیگر سکانسها مورد ارزیابی قرار میدیم متوجه نوعی ساده‌انگاری در اونها میشیم.
اما اون چیزی که بزرگترین ضربه رو به فیلم میزنه ضعف فیلمنامه و عدم شخصیت پردازی مناسب برای کاراکترهاست. به باور من این نقیصه حتی در جایگاهی بالاتر از حفره های علمی و عللی فیلم قرار میگیره به دو دلیل، اول اینکه یک فیلمنامه ی بد در دست بهترین کارگردان قطعا به یک فیلم بد ختم خواهد شد و دوم اینکه هر نویسنده و کارگردان ماهری میتونه جهان داستانی رو خلق کنه که حتی متناقض با جهان بیرون باشه به یک شرط مهم و اون اینکه خالق داستان قوانین خودش رو نشکنه و نقض نکنه که در اینجا میبینیم که به دلیل عدم شخصیت پردازی مناسب اصلا اون جهان به درستی شکل نمیگیره.
اینکه روی عامل شخصیت پردازی تاکید زیادی میکنم اینه که در فیلمهایی که اصطلاحا از وحدت سه گانه ارسطویی (وحدت زمان، مکان و موضوع) برای بسط درام و بعدتر قصه‌شون استفاده میکنن این شخصیت هان که پیش برنده‌ی اصلی درام هستن و از تز و آنتی تز اونهاست که به سنتز یک قصه ی خوب و گیرا میرسیم. شخصیت ها اگه که مهم نباشن گره های داستانی هم نامهم جلوه میکنن. شخصیت یعنی همه چیز گرچه کارگردان گویا بیشتر فیلم رو ماجرا محور تلقی کرده تا شخصیت محور!
البته فیلم تائو رو من فیلم شیکی دیدم که از نظر ظواهر بصری در قالب ژانر علمی-تخیلی (البته بجز ضعف شدید در بخش جلوه های ویژه) خوب عمل کرده بود و طراحی صحنه و رنگ بندی به عنوان بخشی از فرمش به باور پذیری داستان کمک میکردن و اتفاقا همین پوسته ی ظاهری میتونست کمک زیادی به سمپات شدن مخاطب با شخصیتها بکنه که به دلیل عدم شخصیت پردازی مناسب عملا این فرصت و ایده رو تباه کرد. در فیلم تائو ما مثل همیشه با یک تیپ خالق دیوانه و مستبد طرف هستیم که اصلا مشخص نمیشه دلیل وسواس فکری و بدنی اون چیه؟ فیلمساز گویا به قصد نخواسته مخاطب ذره ای به این شخصیت نزدیک بشه و از همون دور خودش به قضاوت اون پرداخته در صورتیکه ما نمونه‌های عالی شخصیتهای منفی در سینما داریم (مثل جوکر کریستوفر نولان) که مخاطب به دلیل دونستن جراحت خاطره‌ی اون باهاش همدردی میکنه و اعمال شرورانش رو تا حدودی منطقی و درست تلقی میکنه چون کارگردان در اونجا خواسته که ما از دید انسانی به شخصیت نزدیک بشیم برعکس شخصیت دکتر در اینجا که در حد یک انسان-ربات شرور باقی میمونه.
البته وزنه‌ی شخصیت پردازی جولیا و تائو سنگین تر از دکتر هست ولی کامل نیست و من مخاطب نتونستم اونقدری بهشون نزدیک بشم که دلیل تصمیماتشون برام پذیرفتنی باشه. گرچه نماد سه گانه‌ و مثلثی تائو که مثلثی متساوی الاضلاع بود قاعدتا من رو به سمت هم وزنی میان این شخصیت میبرد که در فیلم این بخش هم آدرس اشتباه به من مخاطب داد.
یه اشاره هم به نام شخصیت جولیا بکنم که فکر میکنم از زبان برنامه نویسی Julia گرفته شده. این زبان برنامه نویسی برعکس دیگر زبانها پویا و غیر خطیه که از طریق چارچوب و استانداردهای زبان برنامه نویسی رایج عمل نمیکنه. این زبان خارج از ساختار، بسیار به شخصیت جولیا نزدیک بود چونکه با نرمی و دلبرانگیش تونست آتوریته‌ی خالقش رو در هم بشکنه و کد جدیدی برای تائو بنویسه که قاعدتا در اینجا آموزش و مطالعه و کتابخوانی برای هوش مصنوعی در حکم همون کد نویسی عمل میکنه. البته همونجور که دیدیم بخشی از این نمایش رو برای شخصیت دکتر هم به اجرا گذاشت منتها از اون قصد برداشت دیگری داشت.
یه نکته ای هم در پایان بگم که در مورد نام فیلم هست. از یه منظر میشه به اسم Tau که ماضی فعل Teach هست به معنی آموخته شده اشاره کرد. به نظرم رسید که اگه پیش فرضم درست باشه میتونه به اون بخش دربند کردن دیو توسط دلبر بوسیله‌ی عنصر آموزش رجعت داده بشه. حتی میتونیم جلوتر بریم و اون ربات چشم قرمزی که تقریبا شبیه به یک حیوان (سگ) بود رو بسطش بدیم به پروسه‌ی اهلی سازی و دربند کردن یک حیوان از طریق مجاورت و آموزش. شاید کارگردان جوان و البته کم تجربه این اثر در رسوندن حرف اصلیش دارای لکنت بوده ولی به هر حال دید من این بود که میخواسته از طریق فیلمش این پیام رو به مخاطب برسونه که هوش مصنوعی دیو نمایانه اگر که در دست فردی انسانی و دلبرانه قرار بگیره میتونه درب سعادت رو به روی آیندگان باز کنه….هرچند که نتونست و شوربختانه در گفتن حرفش الکن موند و عملا از دید انتقال، این دیو و دلبر ناکام موندن.

فیلم مناسب چه کسانی است؟

این فیلم که در شبکه نتفلیکس عرضه شده مناسب کسانی است که به سینمای علمی تخیلی علاقه دارند.

آنچه در این پادکست خواهید شنید:

فیلمهای مطرح در زمینه هوش مصنوعی
شیرجه ای در سطح
نگاهی متفاوت به هوش مصنوعی

[yasr_visitor_multiset setid=0]

دانلود فایل پادکست به حجم ۳۵ MB

 

تریلر فیلم “TAU”

 

 

3
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
Cinemagapکامران صاحبی Recent comment authors
  Subscribe  
جدیدترین ها قدیمی ترین ها
به من اطلاع بده:
کامران صاحبی
Guest
کامران صاحبی

دیو و دلبرانه‌ای ناکام و چند نکته در تمام طول مشاهده‌ی فیلم بر روی ارتباط میان جولیا (ملیکا مونرو) و هوش مصنوعی موسوم به تائو سایه‌هایی از درام شکل گرفته بین دیو و دلبر رو حس میکردم. به باور من کارگردان میخواسته حرفی بزنه اما یا توانش رو نداشته و یا وجود برخی محافظه‌کاریها مانع از رشد رابطه‌ی بین فردی این دو شخصیت شده. گرچه به شخصه با مورد اول بیشتر موافقم چونکه ردپای این ارتباط رو وقتی در دیگر سکانسها مورد ارزیابی قرار میدیم متوجه نوعی ساده‌انگاری در اونها میشیم. اما اون چیزی که بزرگترین ضربه رو به فیلم… ادامه دیدگاه »